و هنگامی که نیچه گریه کرد

فیلم سینمایی (  وقتی نیچه گریست محصول 2007  - کارگردان: پینچاس پری (Pinchas Perry) نویسنده : اروین یالوم (Irvin D. Yalom)   )

نوشتار صحنه هایی از فیلم

نیچه: تو خانواده داری و من وسوسه ها یم ، راز ، راه کوچکم برای تحمل تنهایی هایم ، اما من آن را می ستایم ، اینطور نیست؟  نمی خواهم تنها بمیرم ، نمی خواهم وقتی جسدم پیدا شود ، بو گرفته باشد. لو ، برای مدتی این ترس را در درونم فرو نشاند ، اما حق با توست ، من آدم متوهمی هستم ، توهم این چنین است ...(نیچه در حال گریستن)

بروئر: فردریک ، او به تو اهمیت می دهد ، او به من برای کمک کردن به تو اصرار کرد

(نیچه در حال اشک ریختن) ، اگر اشک های تو صدا داشتند چی می گفتند ؟

نیچه : خیلی ناراحتم ، اشک هایم می گفتند : ما آزادیم و آزاد نمی شدیم اگر دکتر بروئر درها را برایمان نگشوده بود .

بروئر : و در مورد اندوه پشت اشک هایت ، چی ؟

نیچه : غم نیست ، بلکه احساس راحتی بزرگی ست ، آرامشی بی نظیر ، این اولین باری ست که تنهاییم را فاش میکنم ، دارد ذوب میشود ، دارد دور میشود

بروئر: این یک تناقض است ، تنهایی فقط در خود تنهایی وجود دارد و هنگامی که فرد دیگری در آن سهیم گردد بخار می شود دوست عزیزم

/ 0 نظر / 7 بازدید